الفيض الكاشاني

شرح صدر 21

مجموعة رسائل ( فارسى )

فرموده : « صَحِبُوا الدُّنْيا بِأَبْدانٍ أَرْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالمحَلِّ الْأَعْلى « 1 » » . بيهوشانِ شرابِ دنيا چون با چنين كسى انس توانند گرفت « 2 » يا به جانب او رغبت نمود ؟ چه ابناىِ دنيا و ابناى آخرت ضدّ يكديگرند [ به غايت ] همچنانكه دنيا و آخرت ، و گفته‌اند : « الْجِنْسُ مَعَ الْجِنْسِ إِلَى الْجِنْسِ يَمِيلُ « 3 » » . ذرّه‌اى كاندر همه ارض و سماست * جنس خودرا همچو كاه و كهرباست « 4 » * * * ناريان مر ناريان را جاذب‌اند * نوريان مر نوريان را طالب‌اند « 5 » * * * اهل باطل باطلان را مىكِشند * اهلِ حقّ ازاهلِ حقّ هم سرخوشند « 6 » * * * طَيِّبات آمد ز بهر طَيِّبين * للخَبيثين الخَبيثات است اين « 7 »

--> ( 1 ) - ترجمه : « با تن هائى همنشين دنيايند كه جانهاشان به عالم بالا پيوسته است » ، و « محلّ أعلى » تفسير به عاليترين جايگاه بهشت ، درجات بهشت ، قرب پروردگار ، قرب مقرّبان الهى از انبيا و اوصيا و صدّيقين و شهدا ، شده . و در مصادر حديثى بجاى آن : « بالملأ الأعلى » « بالمنظر الأعلى » و « بالرّفيق الأعلى » نقل گرديده است . ( 2 ) - اصل و ج : « داشت » . ( 3 ) - يعنى : هر جنس با جنس خود به سوى جنس خود مايل مىشود . ( 4 ) - در مثنوى مطبوع اين گونه نقل شده : ذرّه ذرّه كاندرين ارض و سماست * جنس خود را هر يكى چون كهرباست ( 5 ) - سرآغاز دفتر دوم از مثنوى ( بيت 82 يا 83 ) . ( 6 ) - در مثنوى مطبوع اين گونه است : « قِسم باطل باطلان را مىكَشد * باقيان از باقيان هم سرخوشند » ( 7 ) - اشاره است به آيهء 26 سورهء نور : « الخَبيثاتُ للخَبيثين و الخَبيثون للخَبيثات و الطّيّباتُ للطّيّبين و الطّيّبون للطيّبات » . و در مثنوى اين گونه نقل شده است : « طيّبات آيد به سوى طيّبين * للخبيثين الخبيثات است هين »